|
|
|
پسرها
فرهاد شکيبا
نوجواني پانزده ساله،اهل تفکر و احساساتي، او نماد افراد تحليل گراست و در جستجوي حقيقت به همه جا سر مي کشد ولي در اکثر موارد نقش شاهد را ايفا مي کند،از اين روست که نويسنده او را به عنوان راوي و کسي که خواننده را به همراه خود به گوشه و کنار داستان مي برد انتخاب کرده است
آيدين دولتشاهي
از مادري فرانسوي و پدري ايراني متولد شده،پسري مودب و مبادي آداب با قدي بلند،پوستي روشن،موهاي لخت بور و چشمان آبي، صميمي ترين دوست فرهاد و محبوب دل دختران است،خانواده مرفه و ثروتمندي دارد و در عمارتي مجلل به همراه دختر عمويش زندگي مي کند
پيمان اميني
از
فرهاد و دوستانش کوچکتر است ولی به هیچ
عنوان دوست ندارد بچه محسوب شود و هر کاری
می کند تا دیگران او را بزرگ فرض
کنند،علاقمند به شیرین و دنبال فرصتی
است که با او دست شود،ساده دل و خوش قلب است
اما در جای خود شیطنتهایی انجام
می دهد که با سنش تناسب ندارد
حميد جابري
نماد پسرهاي شيطان و بازيگوش است که هر ماجرايي را به خاطر هيجانش تجربه مي کنند،بذله گو،مجلس گرم کن،حاضر جواب و اندکي گستاخ و در عين حال لوطي و بامعرفت است و با کلاس گذاشتن ميانه اي ندارد و با آدمهاي قد و مغرور سر شاخ مي شود،متخصص در شوخي کردن با دخترهاي افاده ای است! ؟
وحيد شماره يک
آدم
مرموزی است،با همه نمی جوشد و اخلاق
خاصی دارد،در ظاهر از دخترها خوشش نمی
آید اما در خفا کارهایی می کند که
خلاف آن را نشان می دهد،کله شق و یک دنده
است و از آنجا که در تیم فوتبال محل درون
دروازه می ایستد به او لقب شماره یک
را داده اند
جمال کوچولو
با
هشت سال سن کوچکترین قهرمان داستان
است،زبر و زرنگ و تند و تیز و تو دل برو است
و عاشق فوتبال،به علت سن و سال کم مورد اعتماد
دخترها و پسرهاست و در مواردی نقش رابط و پیک را
در میان آنها ایفا می کند
دخترها
شيرين رادمان
فرزند کوچک خانواده و دختري ساده،رمانتيک،تاثير پذير و با محبت است،قرار بوده محبوب فرهاد باشد ولي نيست،با تصميم هاي عجولانه اي که مي گيرد خودش را به دردسر مي اندازد،کمال طلب و عاشق محبوبيت است و در اين راه ماجراهاي زيادي را پشت سر مي گذارد تا به خودشناسي برسد
آرزو نيلي
دوست صميمي شيرين،منطقي و واقع گراست،او نماد کساني است که بچگي ندارند و روزگار خيلي زود آنها را از کودکي وارد دنياي خشک و پر از مسئوليت بزرگترها مي کند،لقب او بانوي کوچک است و تصويري از يک خواهر برزگتر دلسوز را ارائه مي دهد
نسترن پولادي
این شخصیت که در نگارش اول نامش نرگس بود،دخترخاله ستایش است،دختری موقر و با اعتماد به نفس از خانواده ای سطح بالا که صدای زیبایی دارد و موفق می شود در عین جوانی وارد حرفه گویندگی شود،او کسی است که زندگی درنا را متحول می کند
پانته آ دولتشاهي
معروف به پانتي،شخصيتي پيچيده و کاريزماتيک دارد،او يک فرمانده به تمام معناست،هنرمندي که دخترها به خاطر اظهار نظرات قاطعانه و نيز عقايد فمينيستيش مريدگونه دوستش دارند،لقب او ملکه زيبايي و نماد کساني است که مي خواهند در هر چيزي سرآمد باشند،گروهي که با شرکت خودش،نسترن و آزيتا تشکيل مي دهد بعدها به سه تفنگدار مشهور مي شود
آزيتا رفيعي
مريد پانتي،با صدايي تو دماغي،جدي،عبوس و کم معاشرت است،درباره او نمي توان به طور دقيق اظهار نظر کرد
ستايش بهره بخش
اين شخصيت که نام او در نگارش اول شايسته بود،محبوب آيدين،مهربان و بي آزار،دختري عاقل و صلح طلب است و هنرهايي دارد که بي سر و صدا و بدون هيچ تبليغي يکي يکي آنها را رو مي کند،به خاطر دوستي با آيدين مورد غضب پانتي قرار مي گيرد،گروهي که با شرکت خودش،ليلا،شيرين،شوکت و آرزو تشکيل مي دهد بعد ها به بچه هاي درخت دوشاخه شهرت مي يابد
ليلا شفيعي
با موهاي شرابي و شيطنت مليحي که در رفتارش موج مي زند مظهر سرزندگي و شادابي است،با غم و غصه قرابتي ندارد و به هر جمعي که وارد شود سکوت و رخوت را از آنجا فراري مي دهد چون قادر نيست لحظه اي ساکت بماند،اجتماعي،خونگرم و با پشتکار است و با بي عدلتي ها مي جنگد
شوکت مجد
خجالتي و کم حرف است،نسبت به ظاهر خود احساس خوبي ندارد و از اجتماع پرهيز مي کند،در کتاب دوم ليلا با تغيير کوچکي که در اسم او ايجاد مي کند باعث تحولش مي شود
نغمه مقدسي
در وهله اول احتمال دارد خواننده نسبت به او احساس بدي پيدا کند،چون فضول،حسود و خاله زنک است و در همه کارها دخالت مي کند،با اين حال او دختري توانا و قابل است که مي توان هر کاري را به او سپرد و مطمئن بود که به نحوي از پس آن برخواهد آمد
bravenet.com